الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
171
تفسير مجمع البيان (فارسى)
و منظور از تقواى سوم ، ترك همهء معصيتها و انجام كارهاى نيكوست . برخى گفتهاند : - مقصود از تقواى اول ، خوددارى از معصيتهايى است كه ضرر آن متوجه خود انسان مىشود و مقصود از ايمان اول ، ايمان به خدا و قبول دستورهاى اوست . مقصود از تقواى دوم ، خوددارى از معصيتهاى سمعى و ايمان به قبح آنها و لزوم اجتناب از آنهاست . مقصود از تقواى سوم خوددارى از تعدى و تجاوز نسبت به مردم است . ابو على جبايى گويد : - شرط اول نسبت به زمان گذشته و شرط دوم نسبت بدوام و استمرار بر ترك شراب و شرط سوم نسبت به خوددارى از ستم در حق مردم است . وى براى اثبات اينكه تقواى سوم به معناى خوددارى از ستم است ، به كلمهء « احسنوا » استدلال مىكند و مىگويد : - هر گاه « احسان » متعدى باشد ، معصيتهايى كه پيش از آن ذكر شده ، نيز بايد متعدى باشد . يعنى : خوبى به ديگران و بدى به ديگران . لكن اين استدلال ، ضعيف است ، زيرا دليلى نداريم كه در اينجا منظور از « احسان » احسان به غير است . ممكن است مقصود احسان به خود باشد چنان كه هر گاه كسى كار بسيار خوبى انجام دهد به او ميگويند « احسنت » وانگهى اگر مقصود از « احسان » احسان به غير باشد ، چه مانعى دارد كه فعل متعدى عطف بر فعل لازم شود ؟ ! اگر صريحاً مىفرمود : آنها از همهء زشتيها - خواه نسبت به خود يا نسبت به ديگران - خوددارى و در بارهء ديگران نيكى كردند ، مانعى نداشت . شايد علت اين كه ابو على دربارهء « تقوا » ى سوم ، اين مطالب را گفته ، اين است كه : چون شرط اول را مربوط به گذشته و شرط دوم را مربوط به حال دانست ، نمىتوانست شرط سوم را به زمانى ديگر - يعنى آينده - مربوط سازد ، زيرا به گمان خودش چنين چيزى جايز نيست . حال آنكه مانعى ندارد كه شرط اول را بر ماضى و شرط دوم را بر حال و شرط سوم را بر آيندهء مورد انتظار ، حمل كند .